حزقیال بارها در کتابش به “من دیدم” و “من شنیدم” اشاره می کند و فقط ۱ بار در کل کتاب عنوان شده است “من گفتم”. مشخص است که حزقیال در کتابش خیلی حرف از خودش ندارد اما بارها و بارها اشاره می کند به وقایعی که در رویا از خدا دید و یا شنید.

مکاشفات و رویاهای حزقیال عرفانی وخیال بافی نیستند بلکه آنها بر طبق دستور خدا و کلام او صادر می شود.

نگرشی به ۵ جنبه از زندگی و رویاهای حزقیال نبی

  1. دریافت دید و رویا و مشغول امور خدا بودن (حزقیال ۱-۲)
    • روبرویی با جلال پسر انسان و دعوت او. (یوئیل ۲: ۲۸-۲۹)
  2. ایستادن در شکاف برای جلوگیری از ویرانی و سقوط (حزقیال ۳۰:۲۲)
    • آیا ما مثل حزقیال در شکاف می ایستیم؟ (اشعیا۶۲: ۶-۷)
  3. فرصتی دوباره و بخشش و رحمت خداوند برای قوم (حزقیال ۳۶: ۲۵-۲۷)
    • دلی تازه و روحی تازه در اندرونتان خواهم نهاد. (ارمیا۷:۲۴)
  4. حیاتی دوباره برای زمین مرده و بی روح (حزقیال ۳۷)
    • استخوانهای خشک جان و روح می گیرند. (اشعیا۱۹:۴۳)
  5. غوطه ور شدن در حضور خدا (حزقیال ۴۷)
    • عمیقتر شدن در روح و پری روح القدس. (افسسیان۱: ۱۷-۱۹)